به دخت

 




حس مادری

مادر که باشی نباید سرما بخوری یا اگه هم سرما خوردی باید زودتر خوب بشی...

مادر که باشی نمیتونی تب کنی دیگه چه برسه به اینکه لرز هم بکنی یا اگر هم تب و لرز کردی باید سعی کنی خیلی حالت تب و لرزت رو بچه ات نبینه آخه ممکنه بترسه و نگران بشه اینطوری بیشتر بهت بچسبه و ممکنه اون هم سرما بخوره...

مادرونه

 

مادر که باشی خیلی وقت نداری بشینی و واسه خودت باشی...

مادر که باشی وقتی هم عصبانی میشی و داد و بیداد راه میندازی، بعد که بچه ات میخوابه می شینی به صورت معصومش نگاه میکنی غصه می خوری که چرا نتونستی جلوی خودت رو بگیری ...

مادر که باشی گاهی لحظه شماری میکنی که بچه ات بخوابه، بعد که میخوابه و خوابش طولانی میشه دلت براش تنگ میشه...

مادر که باشی باید خیلی مراقب خودتو رفتار و گفتار و کردارت باشی...

مادر که باشی پله به پله با بچه ات بزرگ میشی...

مادر که باشی مدام دلت می تپه واسه بچه ات...

مادر بودنم را خیلی دوست دارم...

دلم ضعف میرود برای دنیای مادری...

دنیایی که متعلق به خودت نیستی٬

همه جا حضور کسی را احساس میکنی که آنقدر بی پناه است که فقط آغوش تو آرامش میکند...

آنقدر کوچک است که دستهای تو هدایتش میکند...

آنقدر ضعیف است که شیره ی جان تو پرورشش میدهد...

مادر بودنم را دوست دارم ....چون به بودنم معنا میدهد.

چون ارزشم را به رخم میکشد ویادم میدهد هزاربار بگویم"جانم"

چون خداوند به من اعتماد کرده و تو را امانت به دستم سپرده...

مادر بودنم را دوست دارم

هرچند در آیینه خودم را نمیبینم٬

آن زن خسته وکم خواب در قاب آیینه را تنها وقتی میشناسم که دستهای فرشته ای به گردنم گره میخورند...

مادر بودنم را خیلی دوست دارم....

1394/10/23



نظرات ارسال شده
مامان بانو
دوشنبه 28 دی 1394


سلام خیلی زیبا بود سپاسگزار
دوست داشتم بدونم نویسنده اش کیه!


1
0

ارسال نظر
:نام
: اي ميل
: سایت
: نظر شما
: کد امنیتی
 


کلمات کلیدی مادرونه، مادر، فرشته، بچه،دوست داشتن ,


نام شما : ایمیل دوست شما :