به دخت

 




روی برگه سیاه چیزی نوشته نمی شود !

یک صفحه سفید گذاشت جلوی دختر و گفت بنویس هرچه می خواهی بنویس بد زشت احساسی...هی بنویس وپاک کن

چنددقیقه بعد صفحه سفید کاغذ پر ازعلامت وحرف بود.چروک وخط خطی وکثیف.کاغذ راگرفت ویک کاغذ سیاه به اودادوگفت بنویس همان هایی که آنجانوشتی.دختر گفت نمی شوداستاد روی برگه سیاه چیزی نوشته نمی شود.استادچادر راسرکرد ولبخندملیحی زد نگاه دختر به سیاهی چادرخیره مان

1392/12/24



نظرات ارسال شده
فاطمه
دوشنبه 9 تیر 1393


من واقعا به این داستان کوتاه اعتقاد کامل دارم


16
3

ارسال نظر
:نام
: اي ميل
: سایت
: نظر شما
: کد امنیتی
 



نام شما : ایمیل دوست شما :